محمد مهدى ملايرى
344
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به مناسبت ذكرى كه از آداب و حكم و مواعظ رفت اين نكته هم گفتنى مىنمايد كه چون همه نوشتههاى پارسى به شرحى كه در بلاغت ديوانى ايران گذشت در هر موضوعى كه بوده همواره به امثال و حكم و سخنان پندآميز و ادب امور هم آراسته بوده ، « 1 » و اينگونه سخنان معمولا با عباراتى كوتاه و پرمعنى بيان مىشده و به همين كيفيت هم به عربى ترجمه شده بودهاند ازاينرو در كتابهاى ادبى و اخلاقى عربى غالبا اينگونه سخنان از آن نوشتهها استخراج و به عنوان ادب و حكمت يا موعظه و نصيحت در آن كتابها نقل شده بىآنكه به مطالب اصلى آن نوشتهها چه سياسى يا اجتماعى يا ادارى و مانند آنها كه مورد توجه اين دسته از مؤلفان نبوده توجهى شود ، و بدين سبب از قرائت اينگونه سخنان منسوب به يكى از شاهان يا ديگران چنين به نظر مىرسد كه آن نوشته كلا در اين قبيل مسائل تعليمى و اخلاقى بوده نه در امور مملكتى و سياسى و اجتماعى و مانند اينها كه معمولا موضوع اصلى سخن در آن نامهها بوده ، و اين
--> - برخى از آثار اخلاقى و تربيتى ايران كه به زبان عربى ترجمه شده ص 30 . جاودان خرد ص 35 . حكم بهمن الملك ، ترجمهء سخنان حكمتآميز در مجلس شاه بهمن ص 44 . مواعظ آذرباد - ترجمهء بخشى از اندرز آذرباد مارسپندان ص 53 . آداب بزرجمهر - ترجمهء عربى پندنامه بزرگمهر ص 64 . كتاب المسائل منسوب به خسرو انوشروان ص 79 . خطابهء انوشروان ص 97 الادب الصغير ، ترجمهاى از ابن مقفع ص 111 . ( 1 ) . حتى در كتاب خداىنامه هم كه به نام « سير الملوك » به عربى ترجمه شده بود با اينكه يك كتاب تاريخى بوده كه در آن رويدادهاى كشور و شرححال پادشاهان نوشته مىشده نه يك كتاب ادبى و اخلاقى ، باز از وصفى كه از آن در نوشتهء برخى مؤلفان اسلامى كه آن را ديده بودهاند برمىآيد آن كتاب هم به همينگونه سخنان و عبارات شيوا آراسته بوده جاحظ دربارهء آن از زبان شعر بيان گويد : « كسى كه به عقل و ادب نياز داشته باشد و بخواهد مراتب را بشناسد و از حوادث عبرتانگيز كه در روزگاران گذشته روى داده پند گيرد ، و به الفاظ كريم و معناى شريف دست يابد در كتاب « سير الملوك » بنگرد . « البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 10 » مطالبى هم كه عامرى نيشابورى در همين زمينهها از خداىنامه نقل كرده كم نيستند . ن . ك . السعاده و الاسعاد ( ص 296 و 298 و 300 و 317 و 427 و 429 و 431 و 432 و 435 ) .